خلاصه کتاب ؛ استراتژی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

اهميت و ضرورت توجه به مقوله استراتژي براي كمتر سياستگذاري محل شك و ترديد است. تحول تفاسير موجود از استراتژي و بروز تغييرات بنيادين در محيط عملياتي چنان تأثيرگذار بودهاندكه امروزه نميتوان به سادگي از امكان طراحي استراتژيهاي ملي سخن گفت؛ به عبارت بهتر اگرچه «ضرورتها» كم و بيش وجود دارند، اما «امكانات» براي پاسخگويي به اين ضرورتها به زعم تحليلگران كافي نيست. به همين دليل پارهاي از تحليلگران با توجه به موانع مهم «معرفتشناختي»، «معنا شناختي»، «كاربردي» و «عملياتي»، معتقدند كه تلاش براي طراحي و ارائه استراتژي نظير آنچه در قرن نوزدهم و بيستم وجود داشت، اقدامي بيثمر است و لذا عصر تازهاي در حيات استراتژي پديدار شده كه با ادوار پيشين قابل قياس نيست.
بايد توجه داشت كه طراحي استراتژي مقولهاي حساس، پيچيده، بين رشتهاي و كاملاً تخصصي است كه در ارتباط مستقيم با منافع حياتي بازيگران است. جريان مطالعات ايراني در اين حوزه جوان و بنياد تاريخي آن ضعيف است و كشور به تجربه نمودن الگوي تازهاي از طراحي استراتژي نياز دارد تا با توجه به تحولات پرشتاب كنوني و ورود متغيرهاي متعدد در صحنه امنيتي كشور از الگوها و روشهاي سنتي فاصله گرفته و استراتژي منسجمي را با توجه به تغييرات محيط داخلي، منطقهاي و بينالمللي اتخاذ كند.
توسعه مطالعات استراتژيك به مثابه ضرورتي ملي
پرسش از استراتژي را مي توان به تعبير ژاكيولين ديويش و ميشل سويني، رمز موفقيت ملتها براي ورود به قرن بيست و يكم ارزيابي كرد، چرا كه بدون تامل در خصوص چيستي و ماهيت استراتژي، فراگيري اصول و مباني طراحي استراتژيهاي نوين و بالاخره بوميسازي، دانش مطالعه استراتژيك و در نهايت كاربرد آن در سطح ملي «تصوير ما از آينده» و «نحوه تامين منابع ملي» مبهم و در نتيجه «غير كارآمد» خواهد بود. به همين دليل امروزه «آينده پژوهي» پيوند نزديكي با «مطالعات استراتژيك» يافته است و آينده متعلق به ملتهايي دانسته ميشود كه مي توانند از رهگذر طراحي استراتژيهاي كارآمد در «شكل دهي» به «آينده» موثر واقع شوند. معناي اين سخن آن است كه استراتژي ماهيتي تازه يافته و شان ايجابي آن به كاركردهاي تدافعي استراتژي غلبه يافته است. لذا تحليلگراني چون جي كلين معتقدند كه مطالعات استراتژيك بايد به كانون تحليلهاي امنيتي باز گردد.
ملاحظاتي از قبيل آنچه بيان شد دلالت بر آن دارند كه طراحي استراتژي مقولهاي حساس، پيچيده، بين رشتهاي و كاملا تخصصي است كه در ارتباط مستقيم با منافع حياتي بازيگران است، در حالي كه جريان مطالعات ايراني در اين حوزه جوان و بنياد تاريخي آن ضعيف است. «پژوهشكده مطالعات راهبردي» با توجه به ضرورتهاي علمي - اجرايي موضوع مذكور، از ابتداي تاسيس تاكنون تلاش كرده به نوعي در مقام تامين اين نياز ملي برآيد. در اين باره سالهاي نخستين فعاليت پژوهشكده به زمينهسازي براي فراهم آمدن مقدمات طرح مطالعات استراتژيك در ايران از رهگذر توليد متون اوليه، تهيه گزارشهاي راهبردي و برگزاري نشستهاي تحليلي - كاربردي اختصاص يافت. فعاليتي كه نتيجهاش طرح نظاممند موضوع استراتژي در جامعه علمي كشور و اقبال مراكز تصميمگير براي استفاده از نتايج كاربردي آن است.
محورهاي اصلي كتاب
مقالات به گونهاي طراحي گرديدهاند كه بتوانند در مجموع سه محور اصلي را مطرح نمايند.
بخش نخست كه در آن مطالعات روششناختي درباره استراتژي و امنيت ملي، مورد نظر بوده و شامل سه مقاله است.در مقاله اول «سير تحول مطالعات استراتژيك» در جهان و تجربه ايراني به بحث گذارده شده و مولف از تمايل جامعه علمي - عملياتي كشور به تجربه نمودن الگوي تازه اي از طراحي استراتژي سخن به ميان آورده است. اين مقاله با عنوان «الگوي طراحي استراتژي امنيت ملي در جمهوري اسلامي ايران» به تحليل روششناختي تجربه ايران اختصاص دارد و مولف تلاش مي نمايد تا نقاط ضعف و قوت اين تجربه را براي بهره برداري آتي برجسته نمايد، در دومين مقاله با عنوان «الگوي طراحي استراتژي امنيت ملي در جمهوري اسلامي ايران»، همين موضوع ولي از رويكردي متفاوت به بحث گذارده شده و مولف تلاش نموده تا لوازم و مقتضيات طراحي استراتژي را در چارچوب شرايط زماني و مكاني جمهوري اسلامي ايران، تبيين و ارايه نمايد
مقاله پاياني اين بخش با عنوان «تحول تاريخي - گفتماني مفهوم امنيت» به تكميل مفهومي دو مقاله پيشين پرداخته و با بررسي سير تحول مفهوم امنيت در چشمانداز جهاني و نگاه ايراني، نشان ميدهد كه همزمان با تحول مفهوم استراتژي امنيت نيز تحولي مشابه را طي كرده است.
بخش دوم به بررسي اصول و اركان اوليه استراتژي امنيت ملي در جمهوري اسلامي ايران اختصاص دارد. در اين بخش با عنايت به تعدد و تكثر اصول ذي مدخل، سعي شده مهمترين حوزههاي مرتبط طرح و مورد توجه قرار گيرد.
در مقاله اول اين بخش با عنوان «تعاملهاي بنيانهاي حقوقي و راهبردي امنيت ملي» كاركردهاي پيشيني و پسيني حوزه حقوق در ارتباط با راهبرد امنيت ملي مورد بررسي قرار گرفته است.
در مقاله مسئله دارالاسلام و قلمرو و تاثير آن بر امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران، ملاحظات ايدئولوژيك استراتژي امنيت ملي كشور مورد توجه قرار گرفته و نويسنده تلاش نموده تا تفسيري مدرن و به روز از مداخله موثر و نظاممند اصول ديني در سطح مطالعات استراتژيك كشور عرضه كند. در نهايت در مقاله «جهان شمولي امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران» درباره محيط جهاني و ملاحظات ملي به عنوان مسئله بنيادي مطالعات استراتژيك از منظر ايراني بحث شده است.
مقالات بخش سوم به «مطالعات موردي» اختصاص يافته است كه در آن برخي از الگوهاي استراتژيك با تاكيد بر جمهوري اسلامي ايران و يا نقشي كه ايران ميتواند در آنها ايفا كند، مورد بررسي قرار گرفتهاند.
در اولين مقاله اين بخش مطالعه تحليلي - انتقادي از منظر استراتژيك نسبت به سياحت خارجي جمهوري اسلامي ايران آمده است. اين مقاله كه به ارزيابي راهبرد سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در افغانستان اختصاص دارد، تحول مناسبات استراتژيك در فضاي پس از يازده سپتامبر و نوع واكنش ايران را در موضوع افغانستان، مورد بررسي قرار گرفته است. در مقاله «محيط منطقهاي و راهبرد امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران» همين موضوع اما در سطح منطقه، مورد توجه قرار گرفته است. در سومين مقاله مولف ملاحظات و اصول حاكم بر روند تصميمسازي امنيتي آمريكا، را به بحث گذارده و تلاش دارد تا اولا از تبعات استراتژيك اين الگوي رفتاري براي جمهوري اسلامي ايران سخن بگويد و ثانيا، نكات روش شناختي مثبت اين الگوي طراحي استراتژيك را براي ديگر بازيگران استنتاج و بيان دارد.
...........................................................................................................................
منبع:اين كتاب از مجموعه كتب منتشره توسط پژوهشكده مطالعات راهبردي است.
موضوعات مطالب :
مسائل تئوریک علم سیاست وروابط بین الملل
مفاهیم علم سیاست و روابط بین الملل
مطالعات استراتژِک
امنیت در روابط بین الملل
خلاصه کتاب ها