ایالات متحده آمریکا و تحولات اخیر خاورمیانه (متن سخنرانی باراک اوباما)
سخنان پرزيدنت اوباما در رابطه با خاورميانه و شمال آفريقا
وزارت امورخارجه
واشنگتن دي سي
ساعت 12:15 بعد از ظهر به وقت شرق آمريكا
رئيس جمهوري: سپاسگزارم، متشكرم، بسيار ممنونم. خواهش ميكنم بنشينيد. ميل دارم سخنانم را با تشكر از هيلاري كلينتون آغاز كنم كه در شش ماهه اخير به اندازهاي سفر كرده كه در حال رسيدن به يك حد بي سابقه – يك ميليون مايل پرواز مكرر- است. من به طور روزانه به هيلاري متكي هستم و به اعتقاد من او به عنوان يكي از بهترين وزيران امور خارجه در تاريخ كشور ما شناخته خواهد شد.
وزارت امور خارجه براي رقم زدن به فصل تازهاي از ديپلماسي آمريكا مكان مناسبي است. براي مدت شش ماه ما وقوع يك تغيير خارقالعاده را در خاورميانه و شمال آفريقا شاهد بودهايم. مكان به مكان، شهر به شهر، كشور به كشور مردم براي مطالبه حقوق بنيادين انساني خود به پا خاستهاند. دو رهبر كنارهگيري كردهاند. بسياري ديگر نيز ممكن است همان راه را در پيش گيرند و هر چند كه اين كشورها ممكن است تا كرانههاي ما فاصله بسيار زيادي داشته باشند، ما ميدانيم كه آينده ما از طريق نيروهاي اقتصاد، سياست و امنيت، از نظر تاريخي و از نظر ديني به اين منطقه گره خورده است.
امروز من ميل دارم درباره تغيير – نيروهايي كه آن را به پيش ميرانند و اين كه ما چگونه ميتوانيم به آن پاسخ دهيم تا موجب پيشبرد ارزشهاي ما شود و امنيت ما را تقويت كند، سخن بگويم.
اكنون، ما تا به حال براي تغيير سياست خارجي خودمان در پي دههاي كه با دو جنگ پرهزينه تعريف مي شود، كارهاي زيادي انجام دادهايم. ما پس از سالها جنگ در عراق صدهزار از نيروهاي آمريكايي را خارج كرده و به مأموريت رزمي خود در آن كشور پايان دادهايم. در افغانستان ما تعرض طالبان را درهم شكستهايم و در اين ماه ژوئيه بازگرداندن سربازان خود را به ميهن آغاز خواهيم كرد و به انتقال مسؤليت تحت هدايت افغان ها ادامه خواهيم داد و بعد از سالها جنگ بر ضد القاعده و وابستگان آن، ما با كشتن اسامه بن لادن رهبر گروه، ضربه عظيمي به آن وارد ساختهايم.
بن لادن را نميتوان يك شهيد خواند. او يك كشتارگر جمعي بود كه با اصرار در اين كه مسلمانان بايد عليه غرب اسلحه بردارند و اعمال خشونت با مردان و زنان و كودكان تنها راه تغيير است، پيام نفرت ارائه ميكرد. او دموكراسي و حقوق فردي را براي مسلمانان به سود افراط گرايي خشونت آميز طرد ميكرد و دستور كار او بر هرچه كه ميتوانست ويران كند نه هرچه كه ميتوانست بسازد، متمركز بود.
بن لادن و طرز نگرش جنايتكارانه او پيرواني را به خود جلب كرد. اما حتي پيش از مرگ او، القاعده در حال باختن نبرد براي نشان دادن خود بود، زيرا اكثريت كوبنده مردم ديدند كه كشتار بيگناهان پاسخ فريادهاي آنان براي يك زندگي بهتر نيست. هنگامي كه ما اسامه بن لادن را يافتيم، دستور كار القاعده در چشم اكثريت عظيم ساكنان منطقه به عنوان يك بن بست ظاهر شده بود و مردم خاورميانه و شمال آفريقا آينده شان را در دستهاي خود گرفته بودند.
اين داستان حكومت بر سرنوشت خويش شش ماه پيش از تونس آغاز شد. در هفدهم دسامبر، يك فروشنده دوره گرد تونسي به نام محمد بو عزيزي هنگامي كه يك افسر پليس چرخ او را مصادره كرد، خود را نابود شده ديد. اين يك امر بيسابقه نيست. اين همان نوع از تحقيري است كه هر روز در بسياري از نقاط جهان كه دولتها با ستمگري قساوت آميز شهروندانشان را از منزلت انساني محروم ميسازند به وقوع مي پيونند. تنها اين بار چيز متفاوتي روي داد. پس از اين كه مقامات محلي از شنيدن شكايات او سرباز زدند، اين مرد جوان كه هيچگاه به طور خاصي در زمينه سياست فعال نبود، به مقر ايالتي حكومت رفت و با ريختن بنزين بر روي خويش، خود را آتش زد.
در مسير تاريخ زمانهايي فرا ميرسند كه حركات شهروندان عادي به جنبشي براي تغيير دامن ميزند، زيرا آنها از آرزو براي آزادي كه طي سالها در حال تكوين و شكل گرفتن بوده است صحبت ميكنند. شما در آمريكا به آن ميهن پرستاني بينديشيد كه در بوستون از پرداخت ماليات به پادشاه سرپيچيدند، يا متانت روزا پارك را به ياد آوريد كه شجاعانه بر روي صندلي خود نشست. پس در تونس بود كه عمل نوميدانه فروشنده از سرخوردگياي كه به وسيله تمامي كشور احساس ميشد مايه گرفت. صدها، سپس هزاران فرد معترض به خيابانها آمدند و روزي پس از روز ديگر و هفتهاي پس از هفته ديگر در برابر باتوم و گاه نيز در برابر گلوله، حاضر نشدند به خانههاي خود بازگردند، تا ديكتاتوري كه بيش از بيست سال بر كشور حكومت رانده بود سرانجام قدرت را رها كرد.
داستان اين انقلاب و انقلابهاي ديگري كه در پي آن روي داد نميبايست مايه شگفتي شده باشد. كشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا استقلال خود را مدتها پيش به دست آوردند، اما در بسياري از نقاط مردم به استقلال نرسيدند. در بسياري از كشورها قدرت در دست افراد معدودي متمركز بوده است. در بسياري از كشورها شهروندي مانند آن فروشنده جوان جايي نداشت كه به آن روي آورد؛ دستگاه قضايي درستكاري نبود كه درد دل او گوش كند، هيچ رسانه مستقلي صداي او را بازتاب نميداد؛ هيچ حزب صاحب اعتباري نظرات او را نمايندگي نميكرد؛ هيچ انتخابات آزاد و عادلانهاي برگزار نميشد تا او بتواند رهبر خود را انتخاب كند.
و اين فقدان تسلط بر سرنوشت خويش - فرصتي كه شما از زندگي خود آن چيزي را كه دوست داريد بسازيد - در مورد اقتصاد منطقه نيز صادق بوده است. بلي، بعضي كشورها از موهبت ثروت نفت و گاز برخوردارند كه در اينجا و آنجا رفاهي پديد آورده است، اما در يك اقتصاد جهاني متكي بر دانش و متكي بر نوآوري، هيچ راهبردي نميتواند تنها بر آنچه كه از زير زمين بيرون ميآيد استوار باشد. همچنين وقتي كه شما براي به راه انداختن يك كسب و كار بايد رشوه بپردازيد، مردم نميتوانند به توان بالقوه خود تحقق بخشند.
در برابر اين چالشها، بسياري از رهبران منطقه كوشيدند تا شكايات مردم خود را به سوي ديگري منحرف سازند. نيم قرن پس از پايان يافتن استعمار، غرب به عنوان سرچشمه همه مصائب مورد سرزنش قرار گرفت. خصومت در قبال اسرائيل به صورت تنها مفر پذيرفتني براي بيان سياسي در آمد. اختلاف قبيلهاي، قومي و مذهبي به عنوان دست آويزي براي باقي ماندن در قدرت يا گرفتن قدرت از دست كسي ديگر مورد بهره برداري قرار گرفت.
اما رويدادهاي شش ماه گذشته نشان داد كه راهبردهاي سركوب و راهبردهاي ايجاد انحراف ديگر كارساز نخواهند بود. تلويزيونهاي ماهوارهاي و اينترنت دريچهاي به سوي يك دنياي وسيعتر، دنياي پيشرفتهاي حيرت انگيز در نقاطي مانند هند، اندونزي، و برزيل ميگشايند. تلفنهاي همراه و شبكههاي اجتماعي، به گونهاي كه پيش از اين هرگز سابقه نداشته است به جوانان امكان ميدهند تا با هم در ارتباط قرار گيرند و خود را سازمان دهند. پس نسل جديدي ظهور كرده است و صداهاي آنها به ما ميگويد كه تغيير را نميتوان انكار كرد.
در قاهره، ما صداي مادر جواني را شنيديم كه ميگفت: "مثل اين ميماند كه من عاقبت ميتوانم هواي تازه استشناق كنم. "
در صنعا، ما صداي دانشجوياني را شنيديم كه شعار ميدادند: "شب بايد به سرآيد. "
در بنغازي، ما صداي مهندسي را شنيديم كه ميگفت: "واژههاي ما اكنون آزاد هستند. اين احساسي است كه نميتوان تشريح كرد. "
در دمشق، ما صداي مرد جواني را شنيديم كه ميگفت: "پس از نخستين فغان، نخستين فرياد، شما احساس عزت ميكنيد. "
اين فريادها براي درخواست منزلت انساني در سراسر منطقه به گوش ميرسد و مردم منطقه از طريق گرايش معنوي به عدم خشونت، به دستاورد بيشتري براي ايجاد تغيير در طي شش ماه نايل آمدهاند تا آنچه تروريستها در طي دههها به دست آوردهاند.
البته تغيير در چنين مقياسي به آساني به دست نميآيد. در روزگار و دوران ما – زمان پوشش خبري 24 ساعته، و ارتباط مداوم – مردم انتظار دارند كه تغيير در منطقه طي چند هفته صورت پذيرد، اما سالها طول خواهد كشيد تا اين رويداد به پايان خود برسد. در طي اين مسير، روزهاي خوب و بدي وجود خواهند داشت. در برخي مكانها، تغيير سريع خواهد بود؛ در جاهاي ديگر، اين كار به تدريج صورت خواهد گرفت و همانگونه كه ديدهايم، در برخي موارد درخواست براي تغيير ممكن است به رقابت شديد براي كسب قدرت بيانجامد.
پرسشي كه پيش رو داريم اين است كه نقش آمريكا هم زمان با انجام اين رخدادها چيست. براي دههها، ايالات متحده به دنبال منافع مهم خود در منطقه بوده است: مبارزه با تروريسم و متوقف ساختن گسترش سلاحهاي هستهاي؛ ايمن ساختن جريان آزاد تجارت و محافظت از امنيت منطقه؛ دفاع از امنيت اسرائيل و پيگيري صلح اعراب و اسرائيل.
ما به انجام اين امور ادامه خواهيم داد، با اين اعتقاد راسخ كه منافع آمريكا در تضاد با اميدهاي مردم نخواهد بود؛ بلكه براي آنها ضروري است. ما بر اين باوريم كه هيچ طرفي از مسابقه هستهاي در منطقه و يا از حملات وحشيانه القاعده سود نخواهد برد. ما بر اين باوريم كه مردم در هر جا در مييابند كه اقتصادشان به دليل كاهش منابع انرژي فلج شده است. همانگونه كه ما در جنگ خليج عمل كرديم، تجاوز به مرزها را تحمل نخواهيم كرد، و به تعهدات خود در برابر دوستان و شركايمان پايبند خواهيم بود.
با وجود اين، بايد تصديق كنيم كه راهبردي كه تنها بر پايه تعقيب اين منافع باشد، شكم گرسنهاي را سير نخواهد كرد و يا به كسي اين اجازه را نخواهد داد تا افكار خود را بيان كند. علاوه بر اين، عدم توانايي در بيان خواستههاي بزرگتر مردم عادي تنها به تشديد سوء ظني منجر خواهد شد كه بر اساس آن ايالات متحده براي به دست آوردن منافع خود به هر قيمت خواهد كوشيد. با در نظر داشته اين نكته كه اين عدم اعتماد امري دو طرفه است – چنانكه آمريكاييها گريبانگير گروگان گيري، سخنان خشونت آميز و حملات تروريستي كه به كشته شدن هزاران نفر از شهروندان ما انجاميده است بودهاند – شكست در ايجاد تغيير در رويكردمان شكاف ميان ايالات متحده و جوامع اسلامي را عميقتر خواهد ساخت.
و به اين دليل است كه دو سال پيش در قاهره، من شروع به گسترش تعامل خود بر پايه منافع و احترام متقابل كردم. من در آن زمان معتقد بودم و هم اكنون نيز معتقدم كه ما سهمي نه تنها در ايجاد ثبات در منطقه، بلكه در حق افراد براي تعيين سرنوشت خود داريم. وضعيت كنوني پايدار نيست. جوامعي كه از طريق ترس و سركوب حفظ شدهاند ممكن است تصويري از ثبات را براي مدتي تداعي كنند، اما آنها بر پايه خطوطي بنيان گذارده شدهاند كه سرانجام به از هم گسيختگي منجر خواهد شد.
بنا بر اين، فرصتي تاريخي در پيش روي ما است. ما فرصت را داريم تا نشان دهيم كه آمريكا براي منزلت دستفروش تونسي بيشتر از قدرت بلا منازع ديكتاتور ارزش قائل است. نبايد هيچ ترديدي در اين مورد كه ايالات متحده آمريكا از تغييري استقبال ميكند كه حق تعيين سرنوشت و داشتن فرصت را ارتقاء ميبخشد. آري، اين وعده با شكستهايي نيز همراه خواهد بود، اما پس از پذيرش جهان به شكل كنوني آن در منطقه طي دههها، اكنون فرصت آن را داريم تا به دنبال جهان در شكلي كه بايد، باشيم.
البته، بايد با حس فروتني اين كار را انجام دهيم. اين آمريكا نيست كه مردم تونس و قاهره را به خيابانها آورد – اين خود مردم بودند كه اين جنبشها را آغاز كردند و خود آنها هستند كه نهايتاً بايد نتايج مورد نظر را مشخص سازند. همه كشورها از شكل خاص دموكراسي ما پيروي نخواهند كرد، و زمانهايي پيش خواهد آمد كه منافع كوتاه مدت ما به طور كامل با ديدگاه بلند مدت ما در منطقه همسو نخواهد بود. اما ما ميتوانيم اصول بنيادين خودمان را بيان كنيم و اين كار را خواهيم كرد، اصولي كه راهنماي واكنش ما به رويدادهاي شش ماه گذشته بوده است:
ايالات متحده مخالف استفاده از خشونت و سركوب مردم منطقه است. (كف زدن حضار)
ايالات متحده از مجموعه حقوق جهاني حمايت ميكند و اين حقوق شامل آزادي بيان؛ آزادي گردهمايي مسالمت آميز؛ آزادي مذهب؛ برابري مرد و زن بر اساس قانون؛ و حق انتخاب رهبران خود است – خواه شما در بغداد زندگي كنيد يا در دمشق؛ صنعا و يا در تهران.
و سرانجام اين كه ما از اصلاحات سياسي و اقتصادي در خاورميانه و شمال آفريقا كه ميتواند به برآورده ساختن خواستهاي مردم عادي در سراسر منطقه بيانجامد حمايت ميكنيم.
حمايت ما از اين اصول به عنوان منافع دست دوم تلقي نميگردد – امروز ميخواهم اين موضوع را روشن سازم كه اين امر در صدر الويتهاي ما قرار دارد و بايد با استفاده از همه ابزار ديپلماتيك، اقتصادي و راهبردي كه در اختيار داريم اجرا شود.
اجازه دهيد روشن بيان كنم. نخست، ترويج دموكراسي در منطقه و حمايت از گذار بسوي دموكراسي يك سياست ايالات متحده خواهد بود.
اين تلاش در مصر و تونس آغاز گشت، جايي كه منافع به سزايي در ميان است – چرا كه تونس در اين موج دموكراتيك پيشگام بود، و مصر هم شريك دراز مدت ما و بزرگترين كشور در جهان عرب به شمار ميرود. هر دو كشور ميتوانند نمونه بارزي از انتخابات آزاد و عادلانه باشند؛ جامعه مدني پويا، با نهادهاي پاسخگو و دموكراتيك؛ و رهبري مسئوليت پذير منطقهاي. اما حمايت ما بايد به كشورهايي كه اين تغييرات در آنها صورت نگرفته است نيز امتداد يابد.
متأسفانه، در كشورهاي بسياري به درخواستها براي تغيير با خشونت پاسخ داده شده است. بدترين مثال ليبي است، جاييكه معمر قذافي يك جنگ داخلي را عليه مردم خود اعلام كرده است و وعده داده است كه به شكار مخالفان خواهد رفت. همانطور كه گفتم، ايالات متحده براي مداخله در اين كشور به ائتلاف بين المللي پيوست، ما نميتوانيم از تك تك بيعدالتيهايي كه به دست يك رژيم عليه شهروندان خود صورت ميگيرند، جلوگيري كنيم. ما از تجربه خود در عراق آموختيم كه تلاش براي سرنگوني يك رژيم با اعمال زور، كار دشواري است و به قيمت بالايي تمام ميشود، هرچند كه اين كار با حسن نيت انجام گيرد.
ولي در ليبي، ما چشم اندازي از يك قتل عام قريب الوقوع پيش رو داشتيم و اختيار آن را داشتيم كه دست به اقدام زنيم و درخواست مردم ليبي براي كمك به گوش ما رسيد. اگر ما همراه با متحدانمان در ناتو و شركاي گروه ائتلاف در منطقه دست به اقدام نميزديم، هزاران نفر كشته ميشدند. عدم واكنش پيام خيلي صريحي را ارسال ميكرد: شما ميتوانيد با كشتن هر چند نفر كه لازم است، قدرت را حفظ كنيد. اكنون زمان عليه قذافي است. كنترل كشور از دست او خارج شده است. گروههاي مخالف، شوراي انتقال موقت مشروعي را سازمان دادهاند و وقتي قذافي به طور اجتناب ناپذيري كشور را ترك كند و يا مجبور به كناره گيري از قدرت شود، ده ها سال سركوب به پايان خواهد رسيد و فرآيند گذار به سوي دموكراسي براي ليبي آغاز خواهد شد.
درحاليكه ليبي در مقياس عظيمي با خشونت مواجه است، تنها مكاني نيست كه در آن رهبران براي حفظ قدرت به خشونت رو آوردهاند. به تازگي، رژيم سوريه مسير كشت و كشتار و بازداشتهاي گروهي شهروندان خود را بر گزيده است. ايالات متحده اين اقدامات را محكوم ساخته و با همكاري با جامعه بين المللي تحريمهاي بيشتري را عليه رژيم سوريه اعمال ميكنيم- از جمله تحريمهايي كه ديروز عليه پرزيدنت اسد و اطرافيان وي اعلام شدند.
مردم سوريه شجاعت خود را با درخواست گذار به سوي دموكراسي نشان دادهاند. پرزيدنت اسد اكنون گزينشي پيش رو دارد: او ميتواند رهبري اين گذار را به عهده بگيرد، و يا ميتواند از مسير آن خارج شود. دولت سوريه بايد شليك به سوي تظاهركنندگان را متوقف كند و به آنها اجازه دهد كه بطور مسالمت آميز اعتراض كنند. دولت سوريه بايد زندانيان سياسي را آزاد كند و دست از بازداشتهاي ناعادلانه بردارد. دولت سوريه بايد به ناظران حقوق بشر اجازه دهد تا از شهرهايي مانند درعا بازديد؛ و گفتوگوهاي جدي را براي پيشبرد انتقال دموكراسي آغاز كند. در غير اينصورت، پرزيدنت اسد و رژيم او كماكان از درون به چالش كشيده خواهند شد و از بيرون در انزوا قرار خواهند گرفت.
سوريه تاكنون راهي را كه ايران، متحد آن، برگزيده دنبال كرده است و از تهران براي روشهاي سركوبگرانه كمك گرفته است و اين مسئله دورويي دولت ايران را نشان ميدهد؛ دولتي كه از حقوق تظاهركنندگان در خارج دفاع، ولي مردم خود را سركوب ميكند. بياد داشته باشيم كه نخستين تظاهرات مسالمت آميز در منطقه در خيابانهاي تهران صورت گرفت، جايي كه دولت وحشيانه با مردان و زنان برخورد كرد و مردم بيگناه را به زندان انداخت. انعكاس شعارهاي آنها از روي پشت بامها هنوز در گوش ما پيچيده است. تصوير زن جواني كه در خيابان جان باخت هنوز در ذهن ما زنده است و ما همچنان بر شايستگي مردم ايران براي برخورداري از حقوق جهاني شان و دولتي كه خواستههاي آنها را خاموش نكند، اصرار ميورزيم.
حال، مخالفت ما با عدم بردباري و اقدامات خشونت آميز ايران، و همچنين برنامه هستهاي نامشروع اين كشور و حمايت آن از ترور به خوبي شناخته شده است ولي براي موثق بودن آمريكا بايد اذعان داشت كه برخي اوقات دوستان ما در منطقه همه به درخواستهاي مردم براي تغيير متداوم واكنشي نشان ندادهاند- تغييراتي سازگار با اصولي كه من امروز به آنها اشاره كردم. اين امر در يمن واقعيت دارد. پرزيدنت صالح بايد به تعهدات خود عمل كند و قدرت را انتقال دهد و اين امر امروز در بحرين نيز صحت دارد.
بحرين يك شريك ديرين است و ما به حفظ امنيت آن متعهد هستيم. ما مي دانيم كه ايران سعي داشته از ناآراميها در اين كشور سوء استفاده كند و تصديق ميكنيم كه دولت بحرين منافع برحقي در حاكميت قانون دارد. با اين حال، ما هم به طور عمومي و هم خصوصي بر اين امر پافشاري كردهايم كه بازداشتهاي گروهي و اعمال خشونت با حقوق جهاني شهروندان بحرين در تناقض است و چنين اقداماتي باعث از بين رفتن درخواستها براي اصلاحات نخواهند شد. تنها راه پيش رو گفتوگو بين دولت و گروههاي مخالف است؛ و اگر تعدادي از معترضين مسالمت آميز در زندان حبس باشند، شما نميتوانيد يك گفتوگوي واقعي داشته باشيد. (كف زدن حضار) دولت بايد شرايط لازم را براي انجام اين گفتوگوها فراهم كند و گروههاي مخالف بايد در ايجاد آيندهاي عادلانه براي تمام مردم بحرين مشاركت كنند.
براستي، يكي از درسهاي كلي كه ميتوان از اين دوران آموخت اين است كه اختلافهاي فرقهاي نبايد منجر به منازعه شوند. ما در عراق شاهد نويدي براي يك دموكراسي چند قومي و چند فرقهاي هستيم. مردم عراق مخاطره خشونتهاي سياسي را به نفع يك فرآيند دموكراتيك رد كردهاند و اين در حالي است كه مسئوليت تضمين امنيت كشورشان را كاملاً بر عهده گرفتهاند. البته، مانند هر دموكراسي نوپايي، آنها با موانعي روبرو خواهند شد. ولي در صورتيكه عراق به پيشرفت مسالمت آميز خود ادامه دهد، به ايفاي نقشي كليدي در منطقه خواهد پرداخت و چنانكه آنها اين نقش را ايفا ميكنند، ما با افتخار به عنوان يك شريك استوار در كنار آنها خواهيم ايستاد.
بنابراين در ماههاي آينده، آمريكا بايد از تمام نفوذ خود براي ترغيب اصلاحات در منطقه استفاده كند. در حاليكه تصديق ميكنيم هر كشور با كشور ديگر متفاوت است، بايد در مورد اصولي كه به آنها باور داريم، چه با دوستان و چه با دشمنانمان صادقانه صحبت كنيم. پيام ما ساده است: اگر شما مخاطراتي را كه اصلاحات در بر دارند بپذيريد، از حمايت كامل ايالات متحده برخوردار خواهيد بود. ما همچنين بايد تلاشهايمان را فراي قشر نخبگان و روشنفكران گسترش دهيم تا با مردمي كه آينده را شكل خواهند داد، به ويژه جوانان به تعامل بپردازيم.
ما كماكان به وعدههايي كه من در قاهره به آنها متعهد شدم، پايبند خواهيم بود - ايجاد شبكههايي براي كارآفرينان و گسترش برنامههاي تبادلي آموزشي، براي حمايت از همكاري در زمينه علم و فناوري و مبارزه با بيماريها. ما قصد داريم در سرتاسر منطقه به جوامع مدني، از جمله آنهايي كه شايد رسماً تأييد نشده باشند، و واقعيت هاي تلخ را بيان مي كنند، ياري برسانيم و ما براي برقراري ارتباط و گوش فرادادن به صداهاي مردم از فناوري استفاده خواهيم كرد.
چرا كه واقعيت امر اين است كه اصلاحات واقعي تنها پاي صندوقهاي رأي صورت نميگيرد. ما بايد از طريق اين تلاشها از اين حقوق بنيادين براي بيان افكار و دسترسي به اطلاعات حمايت كنيم. ما از دسترسي باز به اينترنت و حق روزنامهنگاران براي رساندن صداي خود به ديگران حمايت خواهيم كرد – چه يك سازمان خبررساني بزرگ و چه يك وبلاگ نويس تنها. در قرن بيست و يكم، آگاهي قدرت است، واقعيت نميتواند پنهان بماند و مشروعيت دولتها نهايتاً به شهروندان فعال و آگاه بستگي خواهد داشت.
اينگونه مباحثات آزاد حائز اهميت بسياري است حتي اگر آنچه كه گفته ميشود با بينش جهاني ما مطابقت نداشته باشد. بگذاريد به وضوح بگويم، آمريكا حق شنيده شدن تمام صداهاي صلح آميز و تابع قانون را محترم ميشمارد، حتي اگر با آنها مخالف باشيم و برخي اوقات ما اساساً با آنها مخالف هستيم.
ما در انتظار همكاري با تمام كساني كه خواهان يك دموكراسي واقعي و جامع هستند، هستيم. آنچه ما با آن مخالفت ميكنيم، تلاش هر گروهي براي محدود ساختن حقوق ديگران و حفظ قدرت از طريق تهديد و نه رضايت مردم است زيرا دموكراسي تنها وابسته به رأيگيري نيست، بلكه وابسته به نهادهاي قوي و پاسخگو و احترام براي حقوق اقليتها نيز است.
چنين بردباري بويژه در مورد مذهب حائز اهميت است. در ميدان تحرير، ما صداي مصريها را از قشرهاي گوناگون شنيديم كه شعار ميدادند، "مسلمان، مسيحي، ما همه يكي هستيم. " آمريكا در راه غلبه اين روحيه كه تمام اديان محترم شمرده شوند و پلهايي ميان آنها ايجاد شود خواهد كشيد. در منطقهاي كه زادگاه سه دين بزرگ جهان است، عدم بردباري تنها ميتواند به رنج و ركود منجر شود و براي تغيير اين فصل به موفقيت، مسيحيان قبطي بايد از حق نيايش ازادانه در قاهره برخوردار باشند، همانطور كه نبايد مساجد شيعيان در بحرين نابود شوند.
آنچه كه براي اقليتهاي مذهبي صحت دارد، شامل حقوق زنان نيز ميشود. تاريخ نشان داده است كشورهايي كه در آن زنان توانمند هستند موفقتر و در صلح بيشتري هستند و به اين دليل است كه ما از طريق تمركز بر ارائه كمكهاي بهداشتي براي مادران و نوزادان؛ كمك به زنان براي تدريس يا راه اندازي كسب و كار؛ دفاع از حقوق زنان براي شنيده شدن صدايشان و يا كسب يك سمت دولتي به پافشاري بر شمول حقوق جهانيبشر به طور يكسان براي زنان و مردان ادامه خواهيم داد. هنگامي كه نيمي از جمعيت از تحقق بخشيدن به تمام تواناييهاي بالقوه خود محروم هستند، منطقه هرگز به تمام تواناييهاي بالقوه خود دست نخواهد يافت. (كف زدن حضار)
اكنون، در حالي كه ما اصلاحات سياسي را ترويج ميكنيم، در حالي كه حقوق بشر را در منطقه ترويج مي كنيم، نميتوانيم تلاشهايمان را در اين مقطع متوقف سازيم. پس راهكار ديگري كه ميتوانيم براي حمايت از تحولات مثبت در منطقه به كار گيريم، تلاش براي پيشبرد توسعه اقتصادي در كشورهايي است كه در حال گذار به سوي دموكراسي هستند.
هر چه باشد، سياست تنها دليل اعتراضات خياباني نبود. دليل اصلي اعتراض چنين جمعيتي نگراني مداوم براي امرار معاش و فراهم كردن نيازهاي خانواده است. بسياري از مردم در منطقه هر روز بدون هيچ انتظاري به جز به پايان رساندن روز و شايد اميد به اينكه بختشان برخواهد گشت، از خواب بيدار ميشوند. در سراسر منطقه، بسياري از جوانان داراي تحصيلات عالي، ولي اقتصادهاي بسته آنها را از پيدا كردن شغل محروم داشته است. كارآفرينان سرشار از ابتكار هستند، ولي فساد مانع بهرهمند شدن آنها از ايدههايشان مي شود.
بزرگترين منبع دست نخورده در خاورميانه و شمال آفريقا، استعداد مردم است. ما در اعتراضات اخير، در حاليكه مردم از فنآوري براي تكان دادن جهان استفاده كردند، شاهد اين استعدادها بوديم. تعجب آور نيست كه يكي از رهبران ميدان تحرير، يكي از مديران اجرايي شركت گوگل بود. اين انرژي اكنون بايد كشور به كشور انتقال داده شود تا رشد اقتصادي بتواند دستاوردهايي كه در خيابانها كسب شدند را تحكيم بخشد زيرا همانطور كه جرقه انقلاب
هاي دموكراتيك مي تواند با نبود فرصت هاي فردي زده شود، گذارهاي موفقيت آميز به سوي دموكراسي به گسترش رشد و موفقيت گسترده وسيع بستگي دارند.
بنابراين، با تكيه بر آنچه كه ما در سراسر جهان آموخته ايم، بر اين باوريم كه تمركز بر تجارت، نه فقط كمك رساني؛ بر سرمايه گذاري، نه فقط كمكهاي مالي حائز اهميت است. هدف بايد الگويي باشد كه در آن نظام حمايت از مصنوعات داخلي جاي خود را به تجارت آزاد ميدهد و افسار بازرگاني از دست اقليت به دست اكثريت ميافتد و اقتصاد براي جوانان اشتغال ايجاد ميكند. از اينرو حمايت آمريكا از دموكراسي مبتني بر حصول اطمينان از ثبات مالي، ترويج اصلاحات و ادغام بازارهاي رقابتي با يكديگر و اقتصاد جهاني خواهد بود و ما اين كار را با تونس و مصر آغاز خواهيم كرد.
نخست، ما از بانك جهاني و صندوق بينالمللي پول خواستهايم تا طرحي را در نشست آينده سران گروه هشت (G8) ارائه دهند و كارهايي را كه بايد جهت ثبات بخشيدن و امروزي كردن اقتصادهاي تونس و مصر انجام گيرند به اطلاع ما برسانند. ما در كنار يكديگر بايد به آنها كمك كنيم تا از تحولات دموكراتيك خود بهبود يابند و دولتهايي را كه كمي بعد در سال جاري انتخاب خواهند شد حمايت كنيم. ما ساير كشورها را نيز به كمك به رفع نيازهاي مالي كوتاه مدت مصر و تونس فرا ميخوانيم.
دوم، ما نميخواهيم كه مصر دموكراتيك زير بار قرضهاي گذشته بماند بنابراين ما تا يك ميليارد دلار قرض مصر دموكراتيك را خواهيم بخشيد و با شركاي مصري خود براي سرمايهگذاري اين منابع به منظور تقويت رشد اقتصادي و كارآفريني همكاري خواهيم كرد. ما به مصر كمك خواهيم كرد تا مجدداً به بازارها دسترسي يابد و براي اين كار يك ميليارد دلار وام را كه براي تامين مالي زيرساختها و ايجاد اشتغال لازم است براي آنها تضمين ميكنيم و ما براي بازيابي داراييهاي ربوده شده به دولتهاي دموكراتيك نوپا كمك خواهيم كرد.
سوم، ما با كنگره براي تشكيل صندوق تجاري و سرمايه گذاري در تونس و مصر همكاري ميكنيم و الگوي اين كار صندوقهايي خواهند بود كه براي دورهگذار كشورهاي اروپاي شرقي پس از فروريختن ديوار برلن تشكيل داده شدند. شركت سرمايهگذاريهاي خصوصي در خارج از كشور (OPIC) به زودي 2 ميليارد دلار را براي حمايت از سرمايهگذاريهاي خصوصي در سراسر منطقه اختصاص خواهد داد و ما براي تمركز مجدد بر بانك مركزي اروپا براي بازسازي و توسعه با متحدانمان همكاري خواهيم كرد تا همانگونه كه از دورههاي گذار به سوي دموكراسي و به روز كردن اقتصاد اروپا حمايت كرد، از همين فرآيند در خاورميانه و شمال آفريقا پشتيباني كند.
چهارم، ايالات متحده ابتكار جامع مشاركت تجاري و سرمايهگذاري را در خاورميانه و شمال آفريقا راه اندازي خواهد كرد. صرفنظر از صادرات نفت، صادرات كل اين منطقه با 400 ميليون جمعيت تقريباً به اندازه صادرات سوئيس است. بنابراين ما با اتحاديه اروپا همكاري خواهيم كرد تا تجارت با منطقه را تسهيل بخشيم، موافقتنامههاي كنوني را براي ترويج يكپارچگي با بازارهاي آمريكايي و اروپايي تقويت كنيم و درها را به سوي كشورهايي كه معيارهاي عالي براي انجام اصلاحات و آزاد كردن بازار و ايجاد يك موافقتنامه تجاري منطقهاي دارند، بگشاييم. همانطور كه عضويت در اتحاديه اروپا مشوقي براي انجام اصلاحات در اروپا بود، بينش يك اقتصاد امروزي و كامياب نيز نيروي قدرتمندي براي انجام اصلاحات در خاورميانه و شمال آفريقا محسوب مي شود.
كامكاري همچنين مستلزم فروريختن ديوارهايي است كه بر سر راه پيشرفت قرار گرفتهاند - فساد و نخبگاني كه از مردم خود ميدزدند؛ نوار قرمزي كه مانع مبدل شدن يك ايده به اشتغال ميشود؛ قيومتي كه ثروت و داراييها را بر اساس قبيله يا فرقه توزيع ميكند. ما به دولتها در انجام تعهدات بينالملليشان كمك و در تلاشها براي مبارزه با فساد سرمايهگذاري خواهيم كرد. براي انجام اين كار ما با نمايندگان مجلس كه در حال توسعه اصلاحات هستند و فعالاني كه از فناوري استفاده ميكنند تا شفافيت را افزايش و پاسخگويي دولت را هم در زمينه سياست و حقوق بشر و هم در زمينه اصلاحات اقتصادي ارتقاء دهند، همكاري ميكنيم.
اجازه بدهيد با صحبت درباره يكي ديگر از پايههاي رويكرد خود براي منطقه به سخن خود پايان دهم و آن در ارتباط با پيگيري صلح است.
دهها سال است كه كشمكش بين اسرائيليها و فلسطينيها سايهاي بر تاريخ منطقه افكنده است. اين براي اسرئيليها، به اين معني است كه دائم با هراس از دست دادن فرزندانشان در انفجار يك اتوبوس يا توسط موشكهايي كه به سوي خانههايشان پرتاب ميشوند زندگي ميكنند، و نيز با رنج از علم به اينكه كودكان ديگري در منطقه تنفر از آنان را ميآموزند. فلسطينيها از تحقير و اشغال سرزمينشان رنج بردهاند. افزوده بر اين، اين منازعه آسيبهاي بزرگتري به منطقه خاورميانه وارد كرده است چرا كه مانع مشاركت هايي كه موجب امنيت و كامكاري بيشتر و توانمندي مردم عادي ميشود.
براي بيشتر از دو سال، دولت من با اتكا بر اقدامات دولتهاي پيشين در طي دهها سال، با طرفين اين كشمكش و جامعه بينالمللي براي پايان دادن به اين كشمكش كار كرده است. با اينحال نتيجهاي حاصل نشده است. شهرك سازي اسرئيل همچنان ادامه دارد. فلسطينيها ميز مذاكره را ترك كردهاند. جهان شاهد منازعهاي است كه مدتهاست ادامه دارد و چيزي به جز بنبست نميبيند. براستي، كساني هستند كه استدلال ميكنند با وجود تمام تحولات و ترديدها در منطقه، پيشرفت در حال حاضر غير ممكن است.
من با اين استدلال مخالف هستم. در زمانيكه مردم خاورميانه و شمال آفريقا بارهاي گذشته را از شانه هايشان بر ميدارند، كوشش براي دستيابي به صلح پايداري كه به اين كشمكش پايان خواهد داد و تمام خواستهها را برآورده خواهد كرد بيش از هميشه ضرورت دارد. اين امر قطعاً براي دو طرف واقعيت دارد.
نامشروع دانستن اسرائيل توسط فلسطينيها به شكست خواهد انجاميد. اقدامات نمادين براي منزوي ساختن اسرائيل در سازمان ملل متحد در ماه سپتامبر منجر به تشكيل دولتي مستقل نخواهد شد. در صورتي كه حماس بر روش خود در مسير ترور و انكار اصرار ورزد، رهبران فلسطيني به صلح و موفقيت دست نخواهند يافت و فلسطينيها هرگز از طريق انكار حق موجوديت اسرائيل به استقلال دست نخواهند يافت.
در مورد اسرائيل، دوستي ما با اين كشور ريشه عميقي در تاريخ و ارزشهاي مشترك دارد. تعهد ما به امنيت اسرائيل تزلزل ناپذير است و ما در برابر تلاشها براي منزوي ساختن اين كشور كه به منظور انتقاد از آن در مجامع بينالمللي صورت ميگيرد خواهيم ايستاد، اما به طور مشخص به دليل دوستيمان، مهم است كه حقيقت را بيان كنيم: وضعيت موجود قابل دوام نيست و اسرائيل نيز بايد با شجاعت براي پيشبرد صلحي پايدار تلاش كند.
حقيقت اين است كه تعداد روز افزوني از فلسطيني ها در ساحل غربي رودخانه اردن زندگي مي كنند. فن آوري، دفاع از خود را براي اسرائيل دشوار خواهد كرد. منطقهاي كه دستخوش تغييرات عميقي است تسليم كثرت گرايي خواهد شد كه در آن ميليونها نفر جمعيت – و نه فقط يك يا دو رهبر – بايد بايد به تحقق پذيري صلح باور داشته باشند. جامعه بينالمللي از روند بيپاياني كه هرگز به نتيجهاي نايل نيامده است خسته شده است. روياي دستيابي به كشوري يهودي و دموكراتيك نميتواند با اشغال دائم تحقق يابد.
نهايتاً، بر عهده اسرائيليها و فلسطينيها است كه قدم پيش گذارند. هيچ صلحي نميتواند بر آنها تحميل گردد، نه از طرف ايالات متحده و نه از طرف هيچكس ديگر اما تاخير بيپايان نيز مشكل را برطرف نخواهد ساخت. آنچه آمريكا و جامعه بينالمللي ميتوانند انجام دهند بيان صادقانه آن چيزي است كه همه از آن آگاه هستند - صلح پايدار شامل ايجاد دو كشور براي دو ملت است: اسرائيل به عنوان كشوري يهودي و سرزمين مردمان يهود و كشور فلسطين كه سرزمين مردم فلسطين باشد؛ هر يك از اين دو كشور از خودمختاري، به رسميت شناختن طرف ديگر و صلح بهرهمند شوند.
بنابراين، در حين اينكه مسائل اصلي مورد اختلاف بايد مورد مذاكره قرار گيرد، اساس اين مذاكرات واضح است: فلسطيني پايدار و اسرائيلي امن. ايالات متحده معتقد است كه مذاكرات بايد منجر به ايجاد دو كشور گردد، با مرزهاي ثابت فلسطين با اسرائيل، اردن، و مصر، و مرزهاي ثابت اسرائيل با فلسطين. ما اعتقاد داريم كه مرزهاي اسرائيل و فلسطين بايد بر اساس خطوط مرزي سال 1967 مشخص گردند با بخشهاي معاوضه مورد توافق، به طوري كه مرزهاي امن و به رسميت شناخته شدهاي براي هر دو كشور تعيين گردد. مردم فلسطين بايد حق حكومت بر خود را داشته باشند، و به توانايي كامل در ايجاد كشوري خودمختار و همجوار دست يابند.
در مورد امنيت، هر دولتي حق دفاع از خود را دارد، و اسرائيل بايد قادر باشد از خود - به تنهايي- در برابر هر گونه تهديدي دفاع كند. تمهيدات نيز بايد به اندازه مافي قدرتمند باشند تا از ظهور دوباره ترويسم جلوگيري كنند؛ نفوذ تسليحات را متوقف سازند؛ و امنيت مرزي موثري فراهم آورند. عقب نشيني كامل و مرحله اي نيروهاي نظامي اسرائيل بايد همگام با بر عهده گرفتن مسئوليت امنيتي فلسطين دركشوري خود مختار و غير نظامي صورت گيرد و مدت اين دوره انتقال بايد مورد موافقت قرار گيرد، و موثر بودن اقدامات امنيتي بايد نشان داده شود.
اين اصول، اساس مذاكرات را فراهم ميسازد. فلسطينيها بايد خطوط قلمرو مرزي كشور خود را بدانند؛ اسرائيليها بايد بدانند كه نگرانيهاي امنيتي بنيادي آنها مد نظر قرار خواهد گرفت. من آگاهم كه اين مراحل به تنهايي منجر به حل اين كشمكش نخواهد شد زيرا دو موضوع پيچيده و احساسي باقي خواهد ماند: آينده بيت المقدس، و سرنوشت پناهجويان فلسطيني. اما پيشرفت كنوني بر پايه قلمرو و امنيت زمينه را براي حل عادلانه و منصفانه اين دو مسئله فراهم ميآورد، كه به حقوق و خواستههاي هم اسرائيليها و هم فلسطينيها احترام بگذارد.
اجازه بدهيد اين مطلب را بيان كنم: به رسميت شناختن اينكه مذاكرات بايد با مسئله تعيين قلمرو و امنيت آغاز گردد به معنا آن نيست كه بازگشت به ميز مذاكرات كار سادهاي خواهد بود. به طور خاص، اعلام اخير توافق بين فتح و حماس پرسشهاي بنيادي و مشروعي را براي اسرائيل مطرح ميسازد: چگونه ميتوان با حزبي مذاكره كرد كه تمايلي در به رسميت شناختن موجوديت شما نشان نميدهده و در هفتهها و ماه هاي پيش رو، رهبران فلسطين ميبايست پاسخ قابل قبولي براي اين پرسش ارائه دهند. در همين حال، ايالات متحده، شركاي ما در گروه چهارگانه، و كشورهاي عرب لازم است تمام تلاش خود را براي عبور از بن بست موجود انجام دهند.
ميدانم كه انجام اين كار تا چه اندازه دشوار خواهد بود. سوء ظن و خصومت براي نسلهاي متمادي در ميان بوده است، و در مواقعي منسجمتر شده است. اما من متقاعد شدهام كه اكثريت اسرائيليها و فلسطيني ها ترجيح ميدهند به آينده بنگرند تا اين كه در دام گذشته گرفتار آيند. ما اين روحيه را در پدر اسرائيلي مي بينيم كه پسرش توسط حماس كشته شده است، كسي كه به ايجاد سازماني كمك كرد كه فلسطينيها و اسرائيليهايي را كه عزيزان خود را از دست داده بودند در كنار يكديگر گرد هم آورد. آن پدر گفت، "من به تدريج متوجه ميشوم كه تنها راه اميد براي پيشرفت، شناختن وجود اين درگيريها است. " ما اين روحيه را در اقدامات يك فلسطيني ميبينيم كه سه دختر خود را در گلوله باران غزه توسط اسرائيل از دست داده است. او گفت، "من اين حق را دارم كه احساس خشم كنم. بسياري از مردم از من انتظار ابراز تنفر داشتند. پاسخ من به آنها اين است كه من متنفر نخواهم بود ... بيايد به فردا اميد داشته باشيم. "
اين انتخابي است كه بايد صورت گيرد – نه تنها در مورد كشمكش اسرائيل و فلسطين، بلكه در تمام منطقه – انتخابي بين تنفر و اميد؛ بين زنجيرهاي گذشته و نويد آينده. اين انتخابي است كه بايد توسط رهبران و توسط مردم صورت گيرد، و انتخابي است كه آينده منطقهاي را كه مهد تمدن و جرقه كشمكشها بوده است تعريف خواهد كرد.
با تمامي چالشهاي پيش رو، ما براي اميدوار بودن دلايل بسياري داريم. در مصر، اين اميد را در تلاش جواناني كه تظاهرات را رهبري كردند ميبينيم. در سوريه، آن را در شهامت كساني كه شجاعانه در برابر گلولهها ميايستند و شعار "صلح جويانه، صلح جويانه " سر ميدهند ميبينيم. در بنغازي، شهري كه تهديد به تخريب شد، آن را در ميدان شهر ميبينيم كه مردم براي جشن گرفتن آزاديهايي كه هرگز نميشناختند در آن گرد هم ميآيند. در سراسر منطقه، كساني كه خود را از مشتي آهنين رها ميكنند، حقوقي را كه براي ما امري عادي تلقي مي شود، با شادماني از آن خود مي دانند.
براي مردم آمريكا، صحنه هاي اين تحولات در منطقه ممكن است ناراحت كننده باشد، اما نيروهايي كه آن را به پيش مي برند نا آشنا نيستند. كشور خود ما بر پايه قيامي بر عليه يك امپراتوري بنا شد. مردم ما جنگ داخلي دردناكي را كه منجر به آزادي و منزلت براي كساني شد كه به بردگي گرفته شده بودند تجربه كردند. و اگر نسل هاي گذشته به نيروي اخلاقي عدم خشونت به عنوان راهي براي كمال بخشيدن به اتحادمان رو نياورده بودند، من امروز در اين جا نميايستادم – سازماندهي، راهپيمايي، و اعتراض مسالمت آميزي كه به واژه هاي شكل دهنده كشور ما معنايي واقعي بخشيدند: "ما اين حقايق را مسلم ميدانيم، كه همه انسان ها برابر آفريده شدهاند. "
اين واژهها بايد راهنماي ما در پاسخ تغييراتي باشند كه در حال دگرگون ساختن خاورميانه و شمال آفريقا هستند – واژه هايي كه به ما مي گويند سركوب شكست خواهد خورد، و خودكامگان سرنگون خواهند شد، و همه مردان و زنان از حقوق مشخص و غير قابل انكاري برخوردارند. كار سادهاي نخواهد بود. راه مستقيمي براي پيشرفت وجود ندارد، و دشواري همواره فصل اميد را به همراه خواهد داشت. اما ايالات متحده آمريكا بر اين باور تاسيس گشت كه مردم بايد بر خودشان حكومت كنند. و اكنون، ما نميتوانيم از ايستادن در كنار ديگران كه در پي حقوق خود هستند به خود ترديد راه دهيم، با علم به اين كه موفقيت آنان دنيايي برخوردار از صلح بيشتر، با ثباتتر و عادلانهتر را به همراه خواهد داشت.
از همگي شما سپاسگزارم. سپاسگزارم.
پايان
ساعت يك بعد از ظهر به وقت شرق آمريكا
به نقل از www.fardanews.com
موضوعات مطالب :
